سال بعدالفهرستسال قبل

الحسن بن زيد بن الحسن بن علي بن أبي طالب ع(83 - 168 هـ 702 - 784 م)

الحسن بن زيد بن الحسن بن علي بن أبي طالب ع(83 - 168 هـ 702 - 784 م)
شرح حال زيد بن الحسن بن علي بن أبي طالب ع‏( ح 25 - 120 هـ = ح 645 - 738 م)
السبط الأکبر علیه السلام
اولاد الإمام الحسن المجتبی علیه السلام
شرح حال حضرت شاه عبد العظيم الحسني س(173 - 252 هـ = 789 - 866 م)
ارتباط بني الحسن المثنی با زیدیة‏
ارتباط بني زید بن الحسن ع با بني العباس‏





الأعلام للزركلي (2/ 191)
الحَسَن بن زَيْد
(83 - 168 هـ 702 - 784 م)
الحسن بن زيد بن الحسن بن علي بن أبي طالب، أبو محمد: أمير المدينة، ووالد السيدة نفيسة. كان من الأشراف النابهين، شيخ بني هاشم في زمانه. استعلمه المصنور على المدينة خمس سنين، ثم عزله. وخافه على نفسه فحبسه ببغداد. فلما ولي المهدي أخرجه، واستبقاه معه. مولده في المدينة ووفاته بالحاجر (على خمسة أميال منها) في طريقه إلى الحج مع المهدي (2) .
__________
(2) تهذيب التذيب 2: 379 وميزان الاعتدال 1: 228 وذيل المذيل 106 وتاريخ بغداد 7: 309 ودول الإسلام للذهبي. ومرآة الجنان 1: 355 وورد اسم أبيه فيه (يزيد) .




الأعلام للزركلي (8/ 44)
السّيّدة نَفِيسَة
(145 - 208 هـ = 762 - 824 م)
نفيسة بنت الحسن بن زيد بن الحسن بن علي بن أبي طالب:
صاحبة المشهد المعروف بمصر. تقية صالحة، عالمة بالتفسير والحديث. ولدت بمكة، ونشأت في المدينة، وتزوجت إسحاق المؤتمن ابن جعفر الصادق.
وانتقلت إلى القاهرة فتوفيت فيها. حجت ثلاثين حجة. وكانت تحفظ القرآن. وسمع عليها الإمام الشافعيّ، ولما مات أدخلت جنازته إلى دارها وصلت عليه. وكان العلماء يزورونها ويأخذون عنها، وهي أمية، ولكنها سمعت كثيرا من الحديث. وللمصريين فيها اعتقاد عظيم. قال الذهبي: ولي أبوها إمرة المدينة للمنصور، ثم حبسه دهرا. ودخلت هي مصر مع زوجها (1) .
__________
(1) فوات الوفيات 2: 310 ووفيات الأعيان 2: 169 وخطط مبارك 5: 135 وغربال الزمان - خ والدر المنثور 521 والمناوي 271 وفي أنس الزائرين - خ.
قال القضاعي: " حفرت السيدة قبرها بيدها في البيت الّذي هي به الآن، لم يختلف فيه أحد من أهل التاريخ المشهورين، وقول من قال إنها بالمراغة، جهل منه، وإنما الّذي بذلك المكان السيدة نفيسة عمة السيدة المذكورة أخت أبيها الحسن، فإنّها دخلت مصر قبلها وماتت ودفنت بهذا المكان من المراغة بالقرب من باب القرافة مما يلي جامع ابن طولون " والعبر، للذهبي 1: 355.



جهت‌گیری‌ اعتقادی، سیاسی
حسن بن زید به عباسیان متمایل بود.[۱۶] وی، قائل به امامت امامان شیعه(ع) نبود، اما به سه خلیفه نخست نیز اعتقادی نداشت.[۱۷]

در جریان پیروزی دعوت و استقرار خلافت عباسیان، حسن بن زید از هواداران آنان بود.[۱۸] او اولین علوی بود که شعار عباسیان را برگزید و جامه سیاه پوشید.[۱۹]

او عباسیان را برضد فرزندان و نوادگان عمویش، حسن مثنّی، (که عباسیان او را حبس کرده بودند) یاری می‌کرد،[۲۰] چنان‌که اخباری را که درباره نفس زکیه و قیام وی به‌ دست آورده بود، در اختیار منصور عباسی نهاد. ازاین‌رو، موسی بن عبداللّه بن حسن همیشه می‌گفت: «خداوندا خون ما را از حسن بن زید بخواه و انتقام ما را از او بگیر».[۲۱]

پس از قیام محمد بن عبدالله، عیسی بن موسی عباسی (سردار منصور عباسی) سر محمد را به همراه سرهای کشتگان دیگر توسط قاسم، فرزند حسن بن زید، برای منصور عباسی فرستاد و بشارت فتح داد. هنگامی که سر محمد نزد منصور رسید، حسن بن زید نزد منصور بود. سر را که دید، بر او سخت گران آمد اما از ترس منصور، حرفی نزد. سپس گفت‌: «ای کاش تن به اطاعت می‌داد و چنین نمی‌کرد که کشته شود.»[۲۲]

پس از شکست قیام ابراهیم بن عبدالله، برادر محمد بن عبداللّه، سر او را نیز نزد منصور فرستادند، مردم بر او وارد می‌شدند و به ابراهیم و بستگانش بد می‌گفتند، تا اینکه حسن بن زید وارد شد. سر را به او نشان دادند، رخسار او دگرگون شد و خطاب به منصور گفت: «ای امیرمؤمنان به‌خدا قسم او را کشتی در حالی که بسیار روزه‌دار و شب زنده‌دار بود. دوست نداشتم که گناه کشتن او را بر عهده‌گیری.»[۲۳]


حاکمیت مدینه و عزل از آن
در سال ۱۵۰ق، منصور، حسن بن زید را به حکومت مدینه منصوب کرد.[۲۴] در سال ۱۵۵ق، منصور به او بدگمان شد و بر او خشم گرفت و او را از امارت مدینه عزل کرد و در بغداد به زندان افکند و اموال وی را مصادره کرد.[۲۵] مهدی عباسی، که ولیعهد بود، نهانی در نامه‌ای به عبدالصمدبن علی، حاکم جدید مدینه، نوشت که با حسن بن زید مدارا کند.[۲۶] مهدی پس از رسیدن به خلافت، حسن بن زید را از زندان آزاد کرد و اموالش را پس داد و او را مقرب خویش ساخت.[۲۷] بنابر بعضی روایات تاریخی، پس از مرگ منصور در ۱۵۸، حسن بن زید در سرایی که جنازه منصور در آن بود، حضور یافت و سپس با موسی، پسر مهدی، به نیابت از مهدی، بیعت کرد.[۲۸] از این روایات چنین برمی‌آید که حداقل اندکی پیش از مرگ منصور، حسن بن زید از زندان آزاد شده بوده است.


آتش زدن خانه امام صادق(ع)
به روایت کلینی حسن بن زید هنگامی که والی حرمین (مکه و مدینه) بود، به دستور منصور عباسی، خانه امام صادق(ع) را آتش زد. در و دهلیز خانه امام(ع) در آتش سوخت و امام(ع) درحالی که از میان آتش عبور می‌کرد، از خانه خارج شد و گفت:
من فرزند اَعراق الثَّرَی (لقب حضرت اسماعیل) هستم؛ من فرزند ابراهیم خلیل الله هستم.[۲۹]

ولی با توجه به اینکه منابع تاریخی آغاز حکمرانی حسن بن زید را دو سال پس از وفات امام صادق (ع) گزارش کرده‌اند، این ماجرا مخدوش به نظر می‌رسد. وی از سال ۱۵۰ تا ۱۵۵ق حکمران مدینه بود[۳۰] و امام صادق (ع) در سال ۱۴۸ق. وفات یافت.

وفات
در سال ۱۶۸ق، حسن بن زید به‌همراه مهدی عباسی عازم مکه شد، اما در جایی به‌نام حاجر، در پنج میلی مدینه، درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد. او در زمان مرگ ۸۵ سال داشت.[۳۱]
**********************
پانویس
16- ابن‌اثیر، ج ۶، ص۸۰.
17- شوشتری، ج ۳، ص۲۴۸.
مامقانی، ج ۱۹، ص۲۳۰.
ابن‌عنبه، ص۷۰.
رجوع کنید به ابن‌اثیر، ج ۵، ص۵۲۱ـ۵۲۲؛ ابن‌عنبه، ص۷۰.
ابن‌اثیر، ج ۵، ص۵۱۴؛ ابن‌عنبه، ص۷۰؛ مامقانی، ج ۱۹، ص۲۳۰.
ابن‌اثیر، ج ۵، ص۵۵۰.
یعقوبی، تاریخ، ج ۲، ص۳۷۸.
طبری، ج ۸، ص۳۲؛ ابن‌اثیر، ج ۵، ص۵۹۳.
ابن‌سعد، ج ۷، ص۵۴۳؛ طبری، ج ۸، ص۴۹؛ ابن‌اثیر، ج ۶، ص۸۰.
ابن‌سعد، ج ۷، ص۵۴۳.
ابن‌سعد، ج ۷، ص۵۴۳؛ ابن‌اثیر، ج ۶، ص۸۰.
رجوع کنید به طبری، ج ۸، ص۱۱۱ـ۱۱۲؛ ابن‌اثیر، ج ۶، ص۳۲ـ۳۳
کلینی، کافی، ج۱، ص۴۷۲.
30- طبری، ج ۸، ص۳۲ و ۴۹
31- ابن‌سعد، ج۷، ص۵۴۳؛ خطیب بغدادی، ج۸، ص۲۶۹، ۲۷۴؛ قس ابن‌عنبه، ص۷۰.



الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏1 ؛ ص473
2- بعض أصحابنا عن ابن جمهور عن أبيه عن سليمان بن سماعة عن عبد الله بن القاسم عن المفضل بن عمر قال: وجه أبو جعفر المنصور إلى الحسن بن زيد و هو واليه على الحرمين أن أحرق على جعفر بن محمد داره فألقى النار في دار أبي عبد الله فأخذت النار في الباب و الدهليز فخرج أبو عبد الله ع يتخطى النار و يمشي فيها و يقول أنا ابن أعراق الثرى أنا ابن إبراهيم خليل الله ع.


شرح الكافي-الأصول و الروضة (للمولى صالح المازندراني) ؛ ج‏7 ؛ ص241
قوله: الحسن بن زيد) هو الحسن زيد بن الحسن بن على بن أبى طالب «ع» ثم تغير عليه المنصور و خاف منه فحبسه ثم أخرجه المهدى بن المنصور بعد وفات ابيه من الحبس و قربه.


مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول ؛ ج‏6 ؛ ص28
2 بعض أصحابنا عن ابن جمهور عن أبيه عن سليمان بن سماعة عن عبد الله بن القاسم عن المفضل بن عمر قال‏ وجه أبو جعفر المنصور إلى الحسن بن زيد و هو واليه على الحرمين أن أحرق على جعفر بن محمد داره فألقى النار في دار أبي عبد الله فأخذت النار في الباب و الدهليز فخرج أبو عبد الله ع يتخطى النار و يمشي فيها و يقول أنا ابن أعراق الثرى أنا ابن إبراهيم خليل الله ع‏
______________________________
الحديث الثاني‏: ضعيف.
" وجه" أي أرسل و الحسن هو ابن زيد بن الحسن بن علي بن أبي طالب، و يدل على ذمه و انحرافه عن الأئمة عليهم السلام، و أنه كان واليا من قبلهم، و ذكروا أن المنصور تغير عليه و خاف منه فحبسه ثم أخرجه المهدي من الحبس بعد موت أبيه و قربه، و قد مر بعض أحواله عند ذكر خروج محمد بن عبد الله بن الحسن، و قد أخرجنا خبرا من الخرائج في الكتاب الكبير يشتمل على أن زيدا أباه خاصم الباقر عليه السلام في ميراث رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم و رأي منه معجزات شتى ثم خرج إلى عبد الملك بن مروان و سعى به إليه إلى أن أخذه الملعون ظاهرا، و بعثه إليه عليه السلام ليؤد به و واطأه سرا على أن يسمه و بعث معه إليه سرجا مسموما ليركبه عليه السلام فركبه و نزل متورما و مات عليه السلام بذلك.
ثم أن زيدا بقي بعده أياما فعرض له داء فلم يتخبط و يهوي و ترك الصلاة حتى مات.



























شرح حال الحسن بن زيد بن الحسن بن علي بن أبي طالب ع(83 - 168 هـ 702 - 784 م)