إبراهيم الإمام بن محمد بن علي بن عبد الله بن العباس بن عبد المطلب(82 - 131 هـ = 701 - 749 م)
إبراهيم الإمام بن محمد بن علي بن عبد الله بن العباس بن عبد المطلب(82 - 131 هـ = 701 - 749 م)
شرح حال علي بن عبد الله بن العباس-جد المنصور(37 - 117 هـ = 657 - 735 م)
شرح حال محمد بن علي بن عبد الله بن العباس-والد المنصور(63 - 126 هـ = 683 - 744 م)
شرح حال عبد الله بن محمد بن علي بن العباس أبو جعفر المنصور(95 - 158 هـ = 714 - 775 م)
شرح حال عبد الله بن محمد بن علي بن عبد الله بن العباس بن عبد المطلب أبو العباس السفاح(104 - 136 هـ = 722 - 754 م)
شرح حال داود بن علي بن عبد الله بن عباس أبوسليمان العباسي-عم المنصور والسفاح(081 - 133 هـ = 700 - 751 م)
شرح حال عبد الرحمن بن مسلم أبو مسلم الخراساني(100 - 137 هـ = 718 - 755 م)
شرح حال حفص بن سليمان الهمدانيّ الخلّال أبو سلمة(000 - 132 هـ = 000 - 749 م)
شرح حال عبد الله بن علي بن عبد الله بن العباس-عم المنصور والسفاح(103 - 147 هـ = 721 - 764 م)
الأرقط المهديّ النفس الزكية-محمد بن عبد الله بن الحسن(93 - 145 هـ = 712 - 762 م)
الأعلام للزركلي (1/ 59)
إبراهيم الإمام
(82 - 131 هـ = 701 - 749 م)
إبراهيم بن محمد بن علي بن عبد الله بن العباس بن عبد المطلب: زعيم الدعوة العباسية قبل ظهورها. كان يسكن الحميمة (من أرض السراة، قريبة من معان) وكانت بها منازل بني العباس.
أوصى له أبوه بالإمامة، فكان شيعتهم يختلفون إليه ويكاتبونه من خراسان وغيرها، وتأتيه رسلهم.
وانتشرت دعوته. وهو الّذي وجه أبا مسلم الخراساني واليا على دعاته وشيعته في خراسان، فكان من أبي مسلم أن حارب عمال بني أمية وتغلب على البلاد باسم الإمام. وكانت طريقتهم في ذلك كتمان اسم الإمام إلا عن الدعاة والثقات من الشيعة. ثم ظهر أمر إبراهيم وعلم به مروان بن محمد (آخر الخلفاء الأمويين في الشام) فقبض عليه وزجه في السجن بحران ثم قتله في حبسه. فكانت البيعة من بعده سرا لأخيه أبي العباس (السفاح) بعهد منه. وكان إبراهيم فصيح اللسان، راجع العقل، يروي الحديث والأدب (1) .
__________
(1) ابن الأثير 5: 158 والطبري 9: 132 وفيه مقتله سنة 132 هـ والروض المعطار - خ - وفيه: كان عبد الملك بن مروان قد أقطع الحميمة لعلي بن عبد الله بن العباس، فكان إبراهيم الإمام يسكنها، واستتر بها أيام مروان بن محمد آخر خلفاء بني أمية.
مقدمات حکومت عباسیان-ویکی شیعه
ادعای امامت
ابوهاشم فرزند محمد حنفیه و بزرگ بنیهاشم در ۹۸ق پس از دیدار با سلیمان بن عبدالملک، خلیفه بنیمروان با نقشهای که کشید او را مسموم ساخت و او بر اثر مسمومیت در گذشت. برخی منابع، از دیدار او با محمدبنعلی بن عبدالله بن عباس و سپردن اسرار دعوت خود به او خبر دادهاند. محمد بن علی بن عبدالله بن عباس پس از او ادعای امامت کرد.[۱]
دعوت و قیام علیه بنیامیه
محمد بن علی در سال ۱۰۰ق دعوتگران خود را به عراق و خراسان فرستاد تا مردم را به آل محمد (ص) دعوت کنند. پایگاه اصلی وی، کوفه بود. پیروان او، خمس اموال و هدایا را برای او میفرستادند. محمد بن علی به مدت ۲۷ سال (۱۲۵-۹۸ق) توانست، سازمان تبلیغی مخفی و منظم ایجاد و اداره کند. پس از فوت محمد بن علی در سال ۱۲۵ق[۲] داعیان و پیروان او بنابر وصیتش، جانشینی پسرش ابراهیم را پذیرفتند.[۳]
هنگامی که مروان بن محمد با آشوبهای فراوان و عدم توان کنترل آن روبرو بود، ابومسلم خراسانی به داعیان پیوست.[۴] او در رمضان ۱۲۹ق در مرو قیام خود را شروع کرد.[۵] قُحطَبة بن شَبیب، فرمانده لشکریان بنیعباس به سمت شهرهای اطراف و عراق حرکت کرد.[۶] او در محرم ۱۳۲ق به کوفه رسید. ولی اندکی پیش از آن، ابراهیم در زندان مروان بن محمد درگذشت.[۷] ابراهیم به هنگام دستگیری، برادرش ابوالعباس عبدالله سفاح را جانشین خود قرار داد و از او خواست به کوفه برود.[۸]
شروع خلافت
نقشه قلمروی شرقی و شمالی بنی عباس در دوره اول حکومت
خلافت عباسی پس از بیعت با ابوالعباس عبدالله سفاح در ربیع الاول یا ربیع الثانی ۱۳۲ق/۷۴۹م در مسجد کوفه آغاز شد. آنها سپس مروان و بقایای امویان را تار و مار کردند.[۹] منصور، دومین خلیفه این خاندان، تلاش بسیاری برای تحکیم حکومت نمود. در آغاز عبدالله بن علی، عموی منصور در شام شورش کرد. ابومسلم این شورش را سرکوب کرد. منصور در شعبان ۱۳۷ق ابومسلم را بخاطر بیاعتمادی و بیم از قدرت او به قتل رساند و با بخششهای فراوان یاران او را به سکوت واداشت.[۱۰]
امامان و بنیعباس
بنیعباس از هنگام صلح و کنارهگیری امام حسن (ع) از خلافت، از علویان فاصله گرفتند. عبیدالله، برادر ابن عباس، فرماندهی سپاه امام حسن (ع) را رها کرد و به معاویه پیوست.[۱۱] ابن عباس در حرکت امام حسین (ع) به کوفه در مکه ماند.[۱۲] او و فرزندانش پس از شهادت امام حسین(علیه السلام) فقط با محمد حنفیه و فرزندش ابوهاشم ارتباط نزدیک داشتند.[۱۳]
امامت حضرت صادق(ع)، امام ششم شیعیان و امامان بعدی با دوران حکومت بنیعباس همزمان بود. سیاست کلی این امامان شامل تقیه و عدم مخالفت صریح با بنیعباس در اجتماع، عدم شرکت در قیامهای علویان و انتقادهای صریح و شجاعانه در دیدارهای رودررو با خلفاء بود.[۱۴]
امام صادق(ع)
در برخی منابع، از ارسال دو نامه برای امام صادق(ع) توسط ابومسلم در زمان دعوت بنیعباس و دو نامه از سوی ابوسَلمه خَلاّل، وزیر سفاح روایت شده است. مسعودی نوشته که امام به دو نامه ابومسلم جوابی نداده است.[۱۵] اما فخر رازی آورده، جعفر بن محمد پاسخ داد: نه تو از یاران من هستی و نه این زمان، زمان من است.[۱۶] اسد حیدر، علت واکنش امام صادق به نامههای ابومسلم را در عدم صداقت و عدم وفاداری ابومسلم دانسته است.[۱۷] حضرت صادق به آورنده نامه ابوسلمه گفت: مرا کاری با ابوسلمه نیست! او شیعه دیگران است.[۱۸]
منصور برای اطلاع از تمایل یا عدم تمایل و فعالیتهای امام جعفر صادق(ع) علیه خود، او را زیرنظر داشت و گاه افراد و نامههای جعلی برای او میفرستاد. در این دوره روایاتی از امام صادق(ع) نقل شده است که بر تقیه تأکید میکرد.[۱۹] برخی نیز با انگیزههای متفاوت، نزد منصور از امام صادق بدگویی میکردند. عیسی بن موسی، پسرعموی منصور پس از سرکوب قیام نفس زکیه، بخشی از اموال امام ششم را مصادره کرد. منصور در پاسخ به شکایت امام، قصد قتل او را کرد ولی با صحبتها و تعهد امام، از این کار منصرف شد.[۲۰] منصور چندین بار حضرت صادق را از مدینه به عراق خواند و او را وادار به مناظره با ابوحنیفه کرد ولی نتوانست او را مغلوب کند.[۲۱] امام در ۱۴۸ق، سه سال پس از قیام نفس زکیه به شهادت رسید. تعدادی از علمای شیعه علت شهادت او را مسمومیت توسط منصور میدانند.[۲۲] حضرت صادق به خاطر سختگیریهای عباسیان و به منظور حفظ جان امام کاظم (ع)، پنج نفر،[یادداشت ۱] از جمله منصور را وصی خود معرفی کرد.[۲۳]
همچنین ببینید: وصیت امام صادق(ع)
شرح حال إبراهيم الإمام بن محمد بن علي بن عبد الله بن العباس بن عبد المطلب(82 - 131 هـ = 701 - 749 م)